Wednesday, August 1, 2018

پوست بدن اهل جهنم پيوسته رويانده مي شود تا سوختن آنان دائمي باشد



 به زودى كسانى را كه به آيات ما كفر ورزيد هاند در آتشى درآوريم
كه هر چه پوستشان كباب گردد پوستهاى ديگرى بر جايش قرار مي دهيم تا
( عذاب را بچشند آرى خداوند تواناى حكيم است ( 56
یاتِنَا سوف نُصلِيهِم نَارا كُلَّما نَضِجت جلُودهم بدلْنَا هم  - إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِ
﴾ جلُودا غَيرَها لِيذُوقُواْ الْعذَاب إِنَّ اللّه كَانَ عزِيزًا حكِيما ﴿نساء 56

Thursday, July 19, 2018

جهنم شکنجه گاه خدا ( بخش دوم)

( - هذَا فَلْيذُوقُوهحمِيموغَساقٌ (ص 57
( ترجمه: اين جوشاب و چركاب است بايد آن را بچشند ( 57 -
- ابراهيم: من ورآئِهِ جهنَّم ويسقَى مِن ماء صدِيدٍ ﴿ 16 ﴾ يتَجرَّعهولاَ يكَاد
﴾17﴿يسِيغُهويأْتِيهِ الْموتمِن كُلِّ مكَانٍ وما هوبِميتٍ ومِن ورآئِهِ عذَاب غَلِيظٌ
( ترجمه: دوزخ پيش روى اوست و به او آبى چركين نوشانده مى شود ( 16 - 
آن را جرعه جرعه م ىنوشد و به ميل خود هرگز نمي نوشد (به او نوشانده
مي شود) و مرگ از هر جانبى به سويش مى آيد ولى نمى ميرد و عذابى
( سنگين به دنبال دارد ( 17
- ولَهمفِيها مِن كُلِّ الثَّمرَاتِ ومغْفِرَةٌ من ربهِم كَمنْ هو خَالِدفِي النَّارِ وسقُوا
﴾ ماء حمِيما فَقَطَّعأَمعاءهم﴿محمد 15
ترجمه: و در آنجا از هر گونه ميوه براى آنان (بهشتيان) است و [از همه
بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست [آيا چنين كسى در چنين باغى د لانگيز]
مانند كسى است كه جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده
( مى شود [تا] روده هايشان را قطعه قطعه كند ( 15
شدت عذاب به حدي است كه جهنميان اگر مي توانستند حاضرند همه
چيز و همه كس خود را فدا كنند تا از عذاب نجات يابند
﴾ - معارج: يبصرُونَهميودالْمجرِملَويفْتَدِي مِنْ عذَابِ يومِئِذٍ بِبنِيهِ ﴿ 11
وصاحِبتِهِ وأَخِيهِ ﴿ 12 ﴾ وفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْويهِ ﴿ 13 ﴾ ومن فِي الْأَرضِ جمِيعا ثُم
﴾ ينجِيهِ ﴿ 14 ﴾ كَلَّا إِنَّها لَظَى ﴿ 15 ﴾ نَزَّاعةً لِّلشَّوى ﴿ 16
ترجمه: آنان را به ايشان نشان مى دهند گناهكار آرزو مى كند كه كاش براى
رهايى از عذاب آن روز مى توانست پسران خود را عوض دهد ( 11 )و [نيز]
همسرش و برادرش را ( 12 )و قبيله اش را كه به او پناه مى دهد ( 13 ) و هر
كه را كه در روى زمين است همه را [عوض مى داد] و آنگاه خود را رها

مى كرد ( 14 ) نه چنين است [آتش] زبانه م ىكشد ( 15 ) پوست سر و اندام را
( بر مي كند( 16
پوست بدن اهل جهنم پيوسته رويانده مي شود تا سوختن آنان دائمي باشد.
ياتِنَا سوفنُصلِيهِمنَارا كُلَّما نَضِجتجلُودهمبدلْنَا هم - إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِ
﴾ جلُودا غَيرَها لِيذُوقُواْ الْعذَابإِنَّ اللّه كَانَ عزِيزًا حكِيما ﴿نساء 56
ترجمه: به زودى كسانى را كه به آيات ما كفر ورزيد هاند در آتشى درآوريم -
كه هر چه پوستشان كباب گردد پوستهاى ديگرى بر جايش قرار مي دهيم تا
( عذاب را بچشند آرى خداوند تواناى حكيم است ( 56
در حالت طبيعي هنگامي كه پوست در معرض آتش قرار مي گيرد
سوزش هولناكي ايجاد مي شود اما اگر پوست كاملا بسوزد گيرنده هاي
عصبي پوست هم مي سوزند و تا جائيكه سوخته باشند درد از بين مي رود،
گرچه درد در نواحي عميقتر وجود دارد. مكانسيم دوم حفاظتي طبيعي،
بيهوشي است. هرگاه درد يا سوزش از حد وحشتناكي بالاتر برود فرد
بيهوش مي شود كه ديگر درد نمي كشد. حال دقت كنيد خداي عادل! و
مهربان! محمد اين هردو مكانيسم را مختل مي كند تا گناهكار بدبخت براي
هميشه و با بالاترين حد ممكن احساس درد و سوزش كند. هرچه پوست
مي سوزد جاي آن روييده مي شود تا بازهم بسوزد.

اعماق بدن فرد گناهكار نيز سوزانده مي شود
در قرآن گفته شده كه سوختن تنها به سطح بدن محدود نمي شود
بلكه تا اعماق بدن فرد گناهكار سوزانده مي شود. دقت كنيد
 حج: فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعتلَهمثِيابمن نَّارٍ يصبمِن فَوقِ رؤُوسِهِم
﴾ الْحمِيم﴿ 19 ﴾ يصهرُ بِهِ ما فِي بطُونِهِم والْجلُود ﴿ 20
ترجمه: پس كسانى كه كفر ورزيدند جامه هايى از آتش برايشان بريده شده -
است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ريخته م ىشود ( 19 ) آنچه در شكم
( آنهاست با پوست شان بدان گداخته مى گردد ( 20
با گرزهاي آهنين جهنميان را شكنجه مي كنند.
﴾ ولَهم مقَامِعمِنْ حدِيدٍ ﴿حج 21
( ترجمه: و براى آنان (اهل جهنم) گرزهايى آهنين است ( 21 -
عذاب جاودانه ي نافرمانان
﴾ ومن يعصِ اللَّهورسولَه فَإِنَّ لَه نَار جهنَّم خَالِدِينَ فِيها أَبدا ﴿جن 23
ترجمه: و هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند قطعا آتش دوزخ براى
( اوست و جاودانه در آن خواهند ماند ( 23
-والَّذِينَ كَفَرُوا لَهمنَار جهنَّملَا يقْضَى علَيهِمفَيموتُوا ولَا يخَفَّفعنْهم منْ
( عذَابِها كَذَلِكنَجزِي كُلَّ كَفُورٍ (فاطر 36

ترجمه: وكسانى كه كافر شد هاند آتش جهنم براى آنان خواهد بود حكم به -
مرگ ايشان نمى شود تا بميرند (جاودانه اند) و نه عذاب آن از ايشان كاسته
( شود هر ناسپاسى را چنين كيفر مى دهيم ( 36
جاودانه بودن عذاب جهنم دهها بار (فقط از ريشه ي لغوي خلد
35 بار آمده است) در قرآن تكرار و تأكيد شده است. خدا گناهكاران را
براي هميشه، نه يك ميليون سال، نه يك ميليارد سال، نه هزاران ميليارد سال
ونه هزاران ميليارد ميليارد سال بلكه بمدت بي نهايت در جهنم مي سوزاند
و شكنجه مي كند
در مجموع خداي محمد، انسان گناهكار را زنده زنده و هوشيار از
پوست تا عمق، مي سوزاند، آنهم بمدت بينهايت. سوختني كه در دنياي
طبيعي محال است. آيا شكنجه اي بالاتر از اين قابل تصور است؟ آيا هيچ
جنايتكاري در تاريخ بشر مثل نرون و چنگيز و هيتلر توانسته است كه يك
ميلياردم خدا شكنجه كند؟ حتي هيتلر هم كه كوره هاي آدم سوزي داشت،
مردگان را مي سوزاند نه انسانهاي زنده را. اگر انسان زنده اي را در كوره ي
ذوب آهن يا در مركز خورشيد هم بيندازند سر سوزني قابل قياس با عذاب
خدا نيست. چراخداي محمد اينقدر بيرحم و شكنجه گر است؟!. و جالب
اينكه در انتهاي بسياري از آيات عذاب (مثل آيه ي نساء 5 فوق)، خود را
توانا و حكيم مي داند!!! توانائي خود را در شكنجه كردن به رخ سوزندگان
جهنم مي كشد و اينهمه شكنجه ي جاودانه ي غير قابل تصور را حكيمانه
قلمداد مي كند!!! چه حكمتي در شكنجه ي بينهايت است؟ اگر منظور خدا

تربيت كردن انسانهاست كه امروزه همگان مي دانند و در دانش روانشناسي
ثابت شده كه ضجر و آزار راه درستي براي تربيت انسان نيست. و حتي از
توبيخ رواني كودكان هم بايد احتراز كرد چه رسد به آزار جسمي. انسان
ذاتا در مقابل آزار پاسخ منفي رواني مي دهد. بعلاوه تربيت افرادي كه بطور
دائم در جهنمند معني ندارد چون هيچگاه نجات نمي يابند و به درجه ي
برتري نمي رسند
بزرگترين ظلم خداي محمد، سوزاندن جاودانه ي گناهكاران است
در قرآن گفته شده كه هدف خدا از عذاب جهنميان اجراي عدالت
است حال مي پرسيم چگونه مجازات بدي به بدي مشابه آن، ميتواند معادل
زنده زنده سوزاندن و حتي سوزاندن جاودانه باشد. چنانچه در ابتداي اين
فصل مطرح شد، عدالت حكم مي كند كه بين جنايت و مجازات تناسب
وجود داشته باشد. مجازات به مثل يا متناسب با عمل در همه جا بعنوان
امري عادلانه پذيرفته شده است و چنانچه مطرح شد قرآن هم آنرا پذيرفته
است. براي يادآوري، قرآن هم گفته كه
( منْ عمِلَ سيئَةً فَلَا يجزَى إِلَّا مِثْلَها (غافر 40
ترجمه: كسيكه كار بدي انجام دهد مجازات نمي شود مگر شبيه كار بدش -
پس هر كس ظلمي يا گناهي كرد بايد مشابه آن مجازات شود. حال
گناهكارترين فرد مثل هيتلر را در نظر بگيريد. هيتلر موجب مرگ 55 ميليون
انسان شد. عدالت حكم مي كند كه هيتلر 55 ميليون بار و بهمان نحوي كه

افراد را كشته بايد كشته شود. يعني كشته شود دوباره زنده شود و باز كشته
شود تا 55 ميليون مرتبه. حال مي پرسيم آيا سوزاندن هيتلر بمدت بينهايت
در جهنم عادلانه است؟ قطعا نه. سوزاندن در جهنم به آن نحوي كه قرآن
توصيف مي كند با هيچ جنايت بشري برابري نمي كند بعلاوه جاودانه بودن
مجازات نيز با هيچ جنايتي برابري نمي كند حتي اگر هيتلركسي را در آتش
بطور زنده سوزانده باشد بايد او را بهمان نحو سوزاند. اما در اين دنيا
كسيكه در آتش سوزانده مي شود بيش از چند دقيقه ضجر نمي كشد و
بيهوش مي شود. فرض كنيد هيتلر تمام اين انسانها را زنده زنده سوزانده
بود. هر انساني چند دقيقه سوزاندن را حس مي كند اما فرض كنيد كه هر
انساني يك ساعت ضجر كشيده باشد تا بميرد. عدالت حكم مي كند كه
هيتلر 55 ميليون ساعت سوزانده شود نه بينهايت. حال دقت كنيد كه قرآن
براي كشتن يك نفر سوزاندن جاودانه را در نظر گرفته است:
- ومن يقْتُلْ مؤْمِنًا م تَعمدا فَجزَآؤُه جهنَّم خَالِدا فِيها وغَضِباللّه علَيهِ ولَعنَه
﴾ وأَعد لَهعذَابا عظِيما ﴿نساء 93
ترجمه: و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است كه در آن -
جاويدان خواهد بود و خدا بر او خشم مى گيرد و لعنتش مى كند و عذابى
 بزرگ برايش آماده ساخته است 
!چطور قتل يك نفر معادل سوزاندن بينهايت است

Monday, July 16, 2018

جهنم شكنجه گاه خدا(بخش یکم)

در قرآن عذابهائي براي گناهكاران در نظر گرفته شده است كه هيچ
انساني نمي تواند حتي تصور كند چه رسد تحمل. در اينجا گزيده اي از
آيات جهنم آورده مي شود تا تصويري كلي از شكنجه گاه خدا داده شود.
جهنميان در آتش جهنم با زنجير هفتاد ذرعي بسته مي شوند
- الحاقه: خُذُوهفَغُلُّوه﴿ 30 ﴾ ثُمالْجحِيمصلُّوه﴿ 31 ﴾ ثُمفِي سِلْسِلَةٍ ذَرعها
﴾ سبعونَ ذِراعا فَاسلُكُوه﴿ 32
ترجمه: بگيريد او را و در غل و زنجير كشيد ( 30 ) آنگاه ميان آتشش
اندازيد ( 31 ) پس در زنجيرى كه درازى آن هفتاد ذرع است وى را در بند
( كشيد ( 32
جهنميان خودشان هيزم جهنمند و مأموران غلاظ و شداد (فوق العاده خشن
و بيرحم) جهنم را اداره مي كنند
- يا أَيها الَّذِينَ آمنُوا قُوا أَنفُسكُم وأَهلِيكُم نَارا وقُودها النَّاسوالْحِجارةُ علَيها
﴾ ملَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدادلَا يعصونَ اللَّهما أَمرَهمويفْعلُونَ ما يؤْمرُونَ ﴿تحريم 6
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ايد خودتان و كسانتان را از آتشى كه

سوخت آن مردم و سنگهاست حفظ كنيد بر آن [آتش] فرشتگانى خشن
[و] سختگير [گمارده شده] اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپيچى
( نمى كنند و آنچه را كه مامورند انجام م ىدهند ( 6
جهنميان از درخت زقوم مي خورند كه مثل فلز گداخته در شكمها مي
جوشد
- صافات: أَذَلِكخَيرٌ نُّزُلًا أَمشَجرَةُ الزَّقُّومِ ( 62 ) إِنَّا جعلْنَاها فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ
63 ) إِنَّها شَجرَةٌ تَخْرُجفِي أَصلِ الْجحِيمِ ( 64 ) طَلْعها كَأَنَّهرؤُوسالشَّياطِينِ )
كِلُونَ مِنْها فَمالِؤُونَ مِنْها الْبطُونَ ( 66 ) ثُمإِنَّ لَهمعلَيها لَشَوبا منْ 65 ) فَإِنَّهملَ )
( حمِيمٍ ( 67 ) ثُمإِنَّ مرْجِعهملَإِلَى الْجحِيمِ ( 68
ترجمه: آيا از نظر پذيرايى اين بهتر است يا درخت زقوم ( 62 ) در حقيقت ما
آن را براى ستمگران عذابى گردانيديم ( 63 ) آن درختى است كه از قعر
( آتش سوزان مى رويد ( 64 ) ميوه اش گويى چون سرهاي شياطين است ( 65
( پس [دوزخيان] حتما از آن مى خورند و شكمها را از آن پر م ىكنند ( 66
سپس روي آن آب آلوده ي سوزاني مي نوشند ( 67 ) آنگاه بازگشتشان
( بى گمان به سوى دوزخ است ( 68
- دخان: إِنَّ شَجرَةَ الزَّقُّومِ ( 43 ) طَعامالْأَثِيمِ ( 44 ) كَالْمهلِ يغْلِي فِي الْبطُونِ
45 ) كَغَلْيِ الْحمِيمِ ( 46 ) خُذُوه فَاعتِلُوهإِلَى سواء الْجحِيمِ ( 47 ) ثُمصبوا )
( فَوقَ رأْسِهِ مِنْ عذَابِ الْحمِيمِ ( 48 ) ذُقْ إِنَّكأَنتالْعزِيزُ الْكَرِيم( 49
ترجمه: آرى درخت زقوم ( 43 ) خوراك گناه پيشه است ( 44 ) چون مس
گداخته در شكمها م ىجوشد ( 45 ) همانند جوشش آب جوشان ( 46 ) او را
بگيريد و به ميان دوزخش بكشانيد ( 47 ) آنگاه از عذاب آب جوشان بر
سرش فرو ريزيد ( 48 ) (به تمسخر و تحقير به او گفته مي شود) بچش كه
( تو همان ارجمند بزرگوارى ( 49
آب خوراكي جهنميان، آب چركين جوشاني است كه چهره هاي جهنميان
را كباب و روده هايشان را از شدت داغي قطعه قطعه مي كند.
- إِنَّا أَعتَدنَا لِلظَّالِمِينَ نَارا أَحاطَ بِهِمسرَادِقُها وإِن يستَغِيثُوا يغَاثُوا بِماء كَالْمهلِ
.( يشْوِي الْوجوهبِئْسالشَّرَابوساءتمرْتَفَقًا(كهف 29
ترجمه: ما براى ستمگران آتشى آماده كرده ايم كه سراپرده هايش آنان را در
بر مى گيرد و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره ها را
بريان مى كند يارى مى شوند وه چه بد نوشيدني و چه بد جايگاهى است
(29)
(

Monday, June 4, 2018

ممنوعيت نقد هر آنچه به دين مربوط است


هرگونه نقد هر آنچه به اسلام مربوط است ممنوع است چون فرد
مسلمان بايد اسلام را بطور كل قبول داشته باشد و نقد آيه اي از قرآن ياحديثي از محمد نشانگر بي ايماني به آنست كه موجب ارتداد ميشود كهحكم مرگ دارد. چنانچه در آيه ي زير مطرح 









شده است
- أَفَتُؤْمِنُونَ بِبعضِ الْكِتَابِ وتَكْفُرُونَ بِبعضٍ فَما جزَاء من يفْعلُ ذَلِكمِنكُمإِلاَّ خِزْيفِي الْحياةِ الدنْيا ويومالْقِيامةِ يرَدونَ إِلَى أَشَدالْعذَابِ وما اللّهبِغَافِلٍ عما تَعملُونَ (بقره 85)                            ترجمه: آيا شما به پار هاى از كتاب ايمان مى آوريد و به پاره اى كفر مى ورزيد

پس جزاى هر كس از شما كه چنين كند جز خوارى در زندگى دنيا چيزى نخواهد بود و روز رستاخيز ايشان را به سخت ترين عذابها بازبرند و
.( خداوند از آنچه مى كنيد غافل نيست ( 85
حال اگر اين سلب آزادي را بگذاريد در كنار اين اصل, كه اسلام
مدعي است كه پاسخ همه ي نيازهاي بشري را دارد و عملا هم سعي كرده
براي بسياري جنبه هاي زندگي انسان تكليف تعيين كند. نتيجه اين مي شود
كه طبعا حق هرگونه آزادي انديشه و نقد در امور وسيعي از زندگي را از
بشر سلب كرده است. يك ايدئولوژي فراگير مثل اسلام, بصورت فراگيري
دست محققان و متفكران را مي بندد و نقد و تفكر و انديشه را فلج مي كند.
يعني آزادي فكر و بيان، فقط در اموري قابل تصور است كه اسلام از آنها
حرفي نزده باشد. گستردگي قانونگذاري در اسلام موجب شده كه زندگي
افراد متدين بيش از هر چيزي با دين بگذرد. حتي نحوه ي توالت رفتنشان
را نيز دين تعيين مي كند و اين در حاليست كه از نقد و خردورزي در مورد
اين احكام منع شده اند.

Friday, June 1, 2018

برتري مسلمان بر غير مسلمان


 يكي  از  طبقه  بندي  هاي  مردم  در  قرآن , تقسيم  انسانها  به  دو  طبقه  ي عقيدتي  مسلمان  و  غير  مسلمان  (كافر)  است.  در  قرآن  لغت  كافر  در  مورد تمام  غير  مسلمانان  بكار  برده  شده  كه  شامل  بي خدايان , مشركان  , بت
پرستان  , منافقان  و  اهل  كتاب  (يهودي ومسيحي)  مي  شود







. البته در احكام تفاوتهائي بين اهل كتاب و ديگر كفار وجود دارد. در حدود 60 % از آيات
قرآن در موردكفار بحث شده است. اين آيات پر است از تحقير و توهين و
دستور كشتار و وعده ي مرگ و عذاب براي كفار. در حاليكه مسلمانان از
همه ي حقوق و مزايا برخوردارند كفار از بيشتر حقوق انساني محرومند.
كفار پليدند, و از حيوانات پست ترند
( - يا أَيها الَّذِينَ آمنُواْ إِنَّما الْمشْرِكُونَ نَجس(توبه 28
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ايد, حقيقت اين است كه مشركان
نجسند.
.( - إِنَّ شَرَّ الدوابعِنداللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهملاَ يؤْمِنُونَ (انفال 55
ترجمه: بى ترديد بدترين حيوانات نزد خدا كسانى اند كه كفر ورزيدند و
ايمان نمى آورند
 أَمتَحسبأَنَّ أَكْثَرَهميسمعونَ أَويعقِلُونَ إِنْ همإِلَّا كَالْأَنْعامِ بلْ مأَضَلُّ
﴾44سبِيلًا ﴿فرقان 
ترجمه: يا گمان دارى كه بيشترشان (كفار) مى شنوند؟ يا
مى انديشند؟ آنان جز مانند چهارپايان نيستند بلكه گمراه ترند.

Sunday, May 20, 2018

جواز تجاوز جنسي به بردگان زن حتي زن شوهر دار اسير

در آيه ي 23 نساء زناني كه رابطه ي جنسي با آنان حرام است 
را ذكر ميكند و در آيه ي 24 مي گويد 
( - والْمحصنَاتمِنَ النِّساء إِلاَّ ما ملَكَ تأَيم انُكُم كِتَاب اللّهِ علَيكُم(نساء 24ترجمه: و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] به    استثناى زنانى كه
مالك آنان شده ايد 






[اين] فريضه الهى است كه بر شما مقرر   گرديده است.
يعني نزديكي با كنيز شوهر دار جايز است. راه اصلي كنيز گرفتن هم در
اسلام از طريق جنگ با غير مسلمانان است بنابر اين زنان شوهر دار و يا
دختراني كه در جنگها توسط مسلمانان ربوده مي شوند بر مسلمانان حلال
است كه به آنها تجاوز جنسي كنند.

Tuesday, May 1, 2018

برده گيري زنان و تجاور به آنان

 روشی  برای  تصاحب  زنان  در  اسلام  بردگي  است .  محمد درجنگهايش  زنان  و  دختران  و  كودكان  را  مي  ربود  و  با 

لشكريانش قسمت
مي كرد و زنان و دختران بعنوان بردگان جنسي مادام العمر 









مورد تجاوز
جنسي قرار مي گرفتند. كمي تأمل كنيد؛ شنيده ايد كه بعضي پادشاهان در
جنگ با دشمنانشان مثلا زنان يك روستا را براي شبي در اختيار سربازانشان
قرار مي دادند. زشتي و شناعت اينكار قلب هر انسان سالمي را به درد مي
آورد. حال دقت كنيد؛ محمد دختران و زنان غير مسلمانان را و حتي زنان
شوهر دار را نه براي يك شب، بلكه براي هميشه در اختيار سربازانش بلكه
ملك سربازانش قرار مي داد زنان آزاد را به درجه كالا تنزل مي داد تا هم
براي مسلمانان نوكري كنند و هم براي هميشه ابزار لذت جنسي آنان باشند.
اين شنيعترين كاري است كه انساني مي تواند مرتكب شود اينكار يك
جنايت هولناك است كه در زشتي قرين ندارد. آيا تو بعنوان يك انسان
432
عاقل گمان مي كني كه اين جنايات هولناك، كه قرآن و محمد به آن دستور
داده اند، كار خداست؟ آيا ممكن است خدا تا اين حد رذل باشد؟

Nikta Esfandiari

 جوانترین کشته ی آبان خونین۲۰۱۹ Nikta Esfandani The Youngest victim of the regime crackdown on Iran protests . November 2019 the security fo...