Tuesday, November 20, 2018

نسخ اول سوره به آخر سوره

در سوره ي مزمل آمده است:
- يا أَيها الْمزَّملُ ﴿ 1﴾ قُمِ اللَّيلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿ 2﴾ نِصفَهأَوِ انقُصمِنْهقَلِيلًا ﴿ 3﴾ أَو
﴾ زِدعلَيهِ ورتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا ﴿ 4

ترجمه: اى جامه به خود پيچيده ( 1) به پا خيز شب را مگر اندكى ( 2)نيمى
از شب يا اندكى از آن را بكاه ( 3) يا بر آن [نصف] بيفزاى و قرآن را شمرده
( شمرده بخوان ( 4
در اين آيات از محمد مي خواهد كه بيش از نيمي از شب را بيدار باشد و
قرآن بخواند. ولي با فاصله ي كوتاهي در آيه ي 20 همين سوره اين حكم
را نسخ مي كند:
- إِنَّ ربكيعلَمأَنَّكتَقُومأَدنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيلِ ونِصفَهوثُلُثَهوطَائِفَةٌ منَ
الَّذِينَ معكواللَّهيقَدراللَّيلَ والنَّهارعلِمأَن لَّن تُحصوهفَتَابعلَيكُمفَاقْرَؤُوا
ما تَيسرَ مِنَ الْقُرْآنِ علِمأَن سيكُونُ مِنكُم مرْضَى وآخَرُونَ يضْرِبونَ فِي
الْأَرضِ يبتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وآخَرُونَ يقَاتِلُونَ فِي سبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا ما تَيسرَ
( مِنْه(مزمل 20
ترجمه: در حقيقت پروردگارت مى داند كه تو و گروهى از كسانى كه با
تواند كمتر از دو سوم از شب يا نصف آن يا يك سوم آن را برم ىخيزيد و
خداست كه شب و روز را انداز هگيرى مى كند [او] مى داند كه [شما] هرگز
حساب آن را نداريد پس بر شما بخشيد پس هر چه از قرآن برايتان ميسر
است بخوانيد [خدا] مى داند كه به زودى در ميانتان بيمارانى خواهند بود و
[عده اى] ديگر در زمين سفر مى كنند [و] در پى روزى خدا هستند و
[گروهى] ديگر در راه خدا پيكار م ىنمايند پس هر چه از [قرآن] ميسر شد
( تلاوت كنيد ( 20
يعني لازم نيست بيش از نيمي از شب را بيدار باشيد بلكه هر چه

برايتان ميسر است قرآن بخوانيد. عجب خداي ناآگاه و نامهرباني را محمد
معرفي مي كند. اين خدا نمي داند كه براي مردم برخاستن بيش از نيمي از
شب براي خواندن قرآن سخت است و از طرف ديگر اين خدا آنقدر
نامهربان است كه چنين حكم سنگيني را براي افرادي كه روز در پي كار يا
جنگند صادر مي كند. اما در چند آيه ي بعد متوجه اين خطاهايش مي شود
و حكمش را تغيير مي دهد و مهربانتر مي شود. آيا اين كار خداي داناي
مهربان است؟ خير كار محمد است كه انساني مثل ماست چيزي را نسنجيده
مي گويد و بعد به اشتباهش پي مي برد.

Sunday, October 28, 2018

نسخ تحريم رابطه ي جنسي در شبهاي رمضان


در ابتدا كه روزه واجب شد نزديكي جنسي در شبهاي رمضان
حرام بود و بعضي مسلمانان طاقت نمي آوردند و جماع مي كردند سپس
اين آيه نازل شد و آنرا حلال كرد.
233
ئِكُم هنَّ لِباس لَّكُم وأَنتُم لِباس لَّهنَّ  - أُحِلَّ لَكُم لَيلَةَ الصيامِ الرَّفَثُ إِلَى نِس
علِم اللّه أَنَّكُم كُنتُم تَخْتانُونَ أَنفُسكُم فَتَاب علَيكُم وعفَا عنكُم فَالآنَ
( باشِرُوهنَّ..(بقره 187
ترجمه: در شبهاى روزه رابطه ي جنسي با زنانتان بر شما حلال گرديد آنان
براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مى دانست كه
شما به خودتان خيانت مى كرديد (يعني علي رغم حرمت، با زنانتان نزديكي
مي كرديد) پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون [در
( شبهاى ماه رمضان  میتوانيد] با آنان همخوابگى كنيد ...( 187
اين مطلب در روايات زيادي آمده است از جمله :
- حدثنا عبيد الله عن إسرائيل عن أبي إسحاق عن البراء وحدثنا أحمد بن
عثمان حدثنا شريح بن مسلمة قال حدثني إبراهيم بن يوسف عن أبيه عن
أبي إسحاق قال سمعت البراء رضي الله عنه لما نزل صوم رمضان كانوا لا
يقربون النساء رمضان كله وكان رجال يخونون أنفسهم فأنزل الله ( علم الله
أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم وعفا عنكم ) (صحيح بخاري
( 1639/4 حديث 4238
ترجمه:...از براء نقل شده كه هنگاميكه روزه رمضان نازل شد مردان در تمام
رمضان به زنانشان نزديك نمي شدند و مردان به خود خيانت مي كردند
(نزديكي مي كردند) سپس آيه ي ( علم الله أنكم كنتم تختانون أنفسكم
فتاب عليكم وعفا عنكم ) نازل شد.
نسخ اين حكم بروشني نشان مي دهد كه صرفا ناشي از ناآگاهي
است. چون ابتدا جماع را حرام كرده و سپس متوجه شده كه مردان طاقت
نمي آورند (در بخاري آمده كه عمر چنين كرد و در مورد آن از محمد
سؤال كرد و بدنبال آن محمد اين آيه را نازل كرد) سپس آنرا لغو كرده
است. اگر كار خدا بود، خدا كه از ابتدا مي دانست كه اين حكم قابل تحمل
نيست پس از ابتدا جماع در شب رمضان را حلال مي كرد و مجبور نمي
شد نظرش را تغيير دهد.

Tuesday, October 23, 2018

نسخ دادن صدقه قبل از گفتگو با محمد

- مجادله 12
    نَجواكُم صدقَةً ذَلِك خَيرٌ لَّكُم وأَطْهرُ فَإِن لَّم تَجِدوا فَإِنَّ اللَّه غَفُوررحِيم
(12 )  أَأَشْفَقْتُم أَن  تُقَدموا بينَ يدي نَجواكُم صدقَاتٍ فَإِذْ لَم تَفْعلُوا وتَاب اللَّه 
(13)علَيكُم فَأَقِيموا الصلَاةَ وآتُوا الزَّكَاةَ وأَطِيعوا اللَّه ورسولَه واللَّه خَبِيرٌ بِما تَعملُونَ
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ايد هرگاه با پيامبر نجوا مى كنيد پيش از - 
نجوا صدقه اى تقديم بداريد اين [كار] براى شما بهتر و پاكيزه تر است و اگر
چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است ( 12 ) آيا ترسيديد كه پيش
از نجوا صدقه هايى تقديم داريد و چون نكرديد و خدا [هم] بر شما بخشود
پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و از خدا و پيامبر او فرمان بريد و
( خدا به آنچه م ىكنيد آگاه است ( 13
در آيه ي 12 امر به دادن صدقه قبل از گفتگوي خصوصي با محمد صادر
شده و بعد در آيه ي 13 اين حكم نسخ شده است. جالب است بدانيد كه
حكم دادن صدقه قبل از آنكه اجرا شود نسخ شد. اين آيات نشان مي دهد
كه اين حكم و نسخ آن كار فردي ناآگاه است يعني محمد نه خدا. اولا دادن
ماليات براي صحبت كردن با محمد، عملي ظالمانه و غير اخلاقي است.
مسئولين سياسي و فرهنگي بايد در اختيار مردم باشند نه اينكه با وضع
ماليات مردم را برانند و محمد هم رهبر سياسي بود و هم رهبر مذهبي. ثانيا
محمد اين حكم را وضع كرد و در ابتدا نمي دانست كه مردم زير بار اين
ماليات نمي روند. قبل از اجرا متوجه شد كه حكمي غير قابل اجراست و
زير بار نرفتن مردم هم موجب وهن خودش مي شود، بنابر اين حكم را لغو
كرد. در صورتيكه اگر از خدا بود اصلا چنين حكمي را وضع نمي كرد
چون از عواقب آن اطلاع داشت. در اين نسخ بهانه ي لزوم تدريجي بودن
حكم هم، براي توجيه نسخ، بكار نمي آيد.

Thursday, October 18, 2018

نسخ آياتي كه وظيفه ي محمد را فقط ابلاغ مي دانند

در آيات زيادي از قرآن آمده است كه وظيفه ي محمد فقط ابلاغ
پيام است مثلا:
- قُلْ أَطِيعوا اللَّه وأَطِيعوا الرَّسولَ فَإِن تَولَّوا فَإِنَّما علَيهِ ما حملَ وعلَيكُم ما
( حملْتُم وإِن تُطِيعوه تَهتَدوا وما علَى الرَّسولِ إِلَّا الْبلَاغُ الْمبِينُ (نور 54
ترجمه: بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر پشت نموديد [بدانيد كه]
بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و
اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار
 نيست 
اين دسته آيات توسط آيات جهاد (كه محمد و مسلمانان را مامور جنگ با
كفار مي كنند تا كفار مسلمان شوند) نسخ شده اند، مثلا:
(  يا أَيها النَّبِي جاهِدِ الْكُفَّار والْمنَافِقِينَ واغْلُظْ علَيهِم ...(توبه 73

( ترجمه: اى پيامبر با كافران و منافقان جهاد كن و بر آنان سخت بگير ..( 73
يعني محمد بايد به زور مردم را مسلمان كند.
اين نسخ نيز قابل اجتناب بوده است. فقط كافي بود كلمه ي الا
(فقط) در آيات بلاغ نبود و يا اينكه گفته مي شد كه اكنون كه قدرت نداري
وظيفه ات ابلاغ است. اگر اين نسخ كار خدا بود خدا از ابتدا مي دانست كه
وظيفه ي محمد فراتر از ابلاغ است بنابراين در آيات دسته ي اول، وظيفه
ي محمد را منحصر در ابلاغ نمي كرد. بنابراين، اين نسخ نيز كار محمد
است و ناشي از ناآگاهي وي به آينده. در ابتدا كه قدرت نداشت وظيفه ي
خود را فقط ابلاغ مي دانست و وقتي قدرت گرفت و متوجه شد كه مي
تواند با شمشير مردم را مسلمان كند جنگ را نيز وظيفه ي خود قلمداد كرد.

Saturday, October 6, 2018

آيات نسخ

در قرآن در دو آيه، حكم نسخ آمده است:
( - وإِذَا بدلْنَا آيةً مكَانَ آيةٍ واللّه أَعلَم بِما ينَزِّلُ قَالُواْ إِنَّما أَنت مفْتَرٍ (نحل 101
ترجمه: و چون آيه اي را به جاى آيه ي ديگر بياوريم و خدا به آنچه به
نازل مى كند داناتر است مى گويند تو قطعا دروغ گوئي.
- ما نَنسخْ مِنْ آيةٍ أَو نُنسِها نَأْتِ بِخَيرٍ منْها أَو مِثْلِها أَلَم تَعلَم أَنَّ اللّه علَى كُلِّ
( شَيءٍ قَدِيرٌ (بقره 106
ترجمه: هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر
از آن يا مانندش را م ىآوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست
(106)
بر اساس اين دو آيه بعضي از آيات قرآن نسخ (لغو) شده اند يا كلا
فراموش شده اند.

Tuesday, October 2, 2018

نسخ چيست؟

ما انسانها در طول زندگيمان و حتي در يك هفته يا يك روز،
ممكن است نظرمان عوض شود. چيزي گفته باشيم يا انجام داده باشيم و
سپس متوجه شويم كه خطا كرده ايم يا بي دقتي كرده ايم و سپس آنرا
اصلاح كنيم. يعني تصميم يا نظر قبلي مان را كنار مي گذاريم و نظر
جديدي را انتخاب مي كنيم. هر دو مورد لغو و اصلاح احكام در
قرآن وجود دارد. به لغو حكم قبلي نسخ گفته مي شود. نسخ روش زيركانه
اي بود كه محمد براي گريز از تناقضات موجود در قرآن در پيش گرفت. به
اين روش هر تناقضي كه بين دو آيه احكام قرآن وجود دارد براحتي قابل
اغماض است چون گفته مي شود آيه اي كه از نظر زماني دير تر نازل شده
حكم اصلي است و حكم قبلي را نسخ مي كند.
نسخ در انسان يك امر طبيعي است. ولي آيا در مورد خدا هم نسخ
صحيح است؟ خير. هيچكدام از دلائل نسخ و اصلاح در مورد خدا معني
ندارد. خدا مي تواند در هر زمان تصميمي بگيرد كه براي هميشه درست
باشد. تغيير نظر نشانگر بي توجهي و نا آگاهي فرد در هنگام تصميم اوليه
است و اينكار در مورد خدا امكانپذير نيست. حتي در انسانهاي عادي تغيير
نظر مكرر، موجب بي اعتمادي به گوينده مي شود و نشانگر ضعف گوينده
است. همين نتيجه را محمد هم مي دانسته چنانچه در آيه ي زير آورده
است:
( - وإِذَا بدلْنَا آيةً مكَانَ آيةٍ واللّهأَعلَمبِما ينَزِّلُ قَالُواْ إِنَّما أَن ت مفْتَرٍ (نحل 101
ترجمه: و چون آيه اي را به جاى آيه ي ديگر بياوريم و خدا به آنچه به
نازل مى كند داناتر است مى گويند تو قطعا دروغ گوئي.
بنابراين تغيير نظر مكرر مخصوصا از خدا قبيح است. اما مفسرا ن
براي فرار از اين اشكال گفته اند كه خدا مي تواند حكمش را متناسب با
انسانهائي كه در زمانها و شرائط مختلف زندگي مي كنند تغيير دهد كه اين
تغيير بخاطر ضعف انسانهاست نه ضعف خدا. اين مطلب تكيه گاه مفسران
براي دفاع از نسخهاي قرآني است. البته حتي با قبول اين نظر نيز اگر خدا
بتواند حكم را بنحوي بيان كند كه مجبور به اصلاح آن نشود قطعا بهتر
است. اين نظر مفسران بطور نظري بظاهر قابل قبول مي آيد اما ما در اينجا
در بررسي عيني عده اي از نسخهاي مورد قبول، نشان خواهيم داد كه اين
نسخها نه ناشي از تدريجي بودن حكم است و نه ناشي از تناسب با
وضعيت انسانها در طول دوره ي نبوت محمد، بلكه ناشي از ناآگاهي است
و مؤيد آنست كه نسخ كار محمد است نه خدا. نشان خواهيم داد كه اگر
قرآن كار خدا بود، خدا مي توانسته احكام را بنحوي بيان كند كه نيازي به
نسخ نداشته باشد. علاوه بر آن، در مورد بسياري از نسخهاي قرآني
اشكالات اساسي ديگري نيز وجود دارد. اول اينكه بسياري از آيات منسوخ
از قرآن حذف نشده اند و بصراحت هم مشخص نشده اند. در سنت نيز،
همه ي موارد نسخ، بوضوح و بي ابهام ذكر نشده اند. اين اشكال موجب
ابهام و سردرگمي دائمي در درك قرآن شده است. انسانها دو يا چند آيه را
با احكام متضاد در قرآن مي يابند و نمي دانند چه كنند؟. يا به آيه اي
تمسك مي جويند غافل از اينكه ممكن است نسخ شده باشد. مثلا اكثر
روشنفكران مذهبي به آيه ي" لا اكراه في الدين" براي اثبات آزادي عقيده
در اسلام استدلال مي كنند و نمي دانند كه اينگونه آيات با آيات سيف نسخ
شده اند. طبعا اين ضعف نمي تواند كار خدا باشد بلكه كار محمد است كه
مثل هر انسان ديگري خطا مي كند. اشكال دوم بسياري از نسخهاي قرآني
آنست كه در مواردي اصلا نيازي به دادن حكم و لغو آن نبوده است،
چنانچه در مثالهاي آتي متوجه مي شويد.
بعلاوه نسخ با خود قرآن در تضاد است. قرآن در آيات متعددي
ادعا مي كند كه كلمات خدا كه در قرآن آمده است تبديل ناپذيرند. مثلا:
﴾ - و اتْلُ ما أُوحِيإِلَيكمِن كِتَابِ ربكلَا مبدلَ لِكَلِماتِهِ ﴿كهف 27
ترجمه: و آنچه را كه از كتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان
( كلمات او را تغييردهنده اى نيست ( 27
- وتَمتكَلِمتربكصِدقًا وعدلاً لاَّ مبدلِ لِكَلِماتِهِ وهوالسمِيعالْعلِيم﴿انعام
﴾115
ترجمه: و سخن پروردگارت به راستى و عدل سرانجام گرفته است و هيچ
( تغييردهنده اى براى كلمات او نيست و او شنواى داناست ( 115
﴾ - لاَ تَبدِيلَ لِكَلِماتِ اللّهِ ﴿يونس 64
( ترجمه: كلمات خدا را تبديلى نيست ( 64
پس اين آيات بيانگر آنند كه كلام خدا در قرآن غيرقابل تبديل و تغيير
است. حال به اين آيه دقت كنيد:
( - وإِذَا بدلْنَا آيةً مكَانَ آيةٍ واللّهأَعلَمبِما ينَزِّلُ قَالُواْ إِنَّما أَنتمفْتَرٍ (نحل 101
ترجمه: و چون آيه اي را به جاى آيه ي ديگر بياوريم و خدا به آنچه به
نازل مى كند داناتر است مى گويند تو قطعا دروغ گوئي.
اين آيه و همچنين بقيه ي آيات نسخ همگي در تضاد با ادعاي
تبديل ناپذيري آيات قرآنند. اين تضاد هم مؤيد قطعي بر اينست كه قرآن
ساخته ي محمد است. حفظ قول و حرف در بين ما انسانها امري اخلاقي و
ارزشمند محسوب مي شود و محمد هم همين ادعا را مي كند. ولي ما
انسانها وقتي در تنگنا قرار مي گيريم يا منافعمان به خطر بيفتد از حرف و
قول قبلي خود مي گذريم و سعي مي كنيم اين تغيير قول را موجه جلوه
دهيم. اين دقيقا همان كاري است كه محمد كرده است و به خدا نسبت داده

است.
اين اشكالات و اشكالات ديگري كه در مورد نسخهاي خاص ذكر
مي كنيم، نشاندهنده ي آنست كه نسخهاي قرآني كار محمد است نه خدا.
محمد در اثر ناآگاهي و ضعفهاي ديگر، مثل هر انسان ديگري نظرات و
احكام خودش را تغيير مي داده و آنها را به خدا نسبت مي داده است.
بنابراين وجود نسخ در قرآن يك دليل قطعي بر اينست كه قرآن ساخته ي
محمد است نه خدا

Sunday, September 23, 2018

معجزه تراشي از يك شعر حافظ

در نقد معجزه تراشي رياضي 19 و 7 گفتم كه بخش اعظم كارهاي
ايشان مخصوصا در مورد عدد 7 بازي با اعداد است. ممكن است خواننده
سؤال كند بازي با اعداد يعني چه؟ در اين قسمت براي مشاهده ي عيني
بازي با اعداد، من با بكارگيري بعضي از روشهاي راشد خليفه و الكحيل
حداقل 14 معجزه از اولين بيت ديوان حافظ در آورده ام. اگر بازهم ادامه
مي دادم دهها معجزه ي ديگر هم در مي آمد. ملاحظه كنيد:
**************
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها
كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
تعداد كلمات اين بيت 16 كلمه است و تعداد حروف بدون
تشديد 59 و تعداد حروف با تشديد 62 است و اين بيت چون اولين بيت
است از نظر شماره ي ابيات عدد 1 است.
-1 اگر تعداد حروف (با تشديد) را باضافه ي شماره ي بيت كنيم مضرب 7
62 +1 = 63 = 7 * است 9
-2 اگر تعداد كلمات و حروف بدون تشديد را كنار هم بگذاريم مضرب 7
1659 =7* است: 237
-3 اگر اعداد 1659 را با هم جمع كنيم مضرب 7 است:
1+6+5+9=21=7*3
-4 اگر عدد 1659 را با تك تك اعدادش جمع كنيم ضريب 7 است.
1+6+5+9+1659 =1680 = 7*240
-5 اگر عدد فوق را بصورت معكوس (از راست به چپ بنويسيم مضرب 7
0861=7* است: 123
-6 اگر تعداد حروف با تشديد و شماره ي كلمات را كنار هم بگذاريم
1662 ) و آنرا با تعداد تشديد و شماره ي بيت جمع كنيم مضرب 7 مي )
1662+3+1=1666=7* شود: 238
-7 با توجه به اينكه كلمه ي اساسي و مورد خطاب حافظ در اين بيت
ساقي است. حال اگر تعداد تكرار س (با تشديد) ا ق ي را در اين بيت
حساب كنيم مضرب 7 است.
س = 4
212
ا = 18
ق = 2
ي = 4
--- ----
28 = 7*4
-8 اگر تعداد تكرار حروف ساقي را در مصراع اول بدست آوريم عددي
بدست مي آيد كه مضرب 7 است.
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها
2 0 2 1 5 2 1 2
20215212 = 7*2887887
-9 اگر عدد حاصل را معكوس بنويسيم باز هم مضزب 7 است:
21251202 =7*3035886
-10 اگر تعداد تكرار حروف ساقي را در مصراع دوم بدست آوريم عددي
بدست مي آيد كه مضرب 7 است.
كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكلها
1 2 1 1 0 3 1 0
12110310 =7 * 1730044
-11 اگر اعداد حاصله از بيت اول و دوم را با هم جمع كنيم مضرب 7
است:
12110310 + 20215212 =32325522=7*4617932
-12 اگر عدد حاصل را معكوس بنويسيم باز هم مضزب 7 است:
22552323=7*3221760
-13 اگر دو عدد حاصل از دو مصراع را در كنار هم بگذاريم عدد بزرگي
بدست مي آيد كه مضرب 7 است:
2021521212110310 = 7 * 288788744587187
-14 اگر دو عدد حاصل از دو مصراع را در كنار هم بگذاريم ولي جاي دو
عدد را عوض كنيم بازهم عدد بزرگي بدست مي آيد كه مضرب 7 است:
1211031020215210 = 7 * 173004431459316
حال من هم مي توانم ادعا كنم كه وقتي از يك بيت ديوان حافظ
حداقل 14 معجزه در مي آيد پس حافظ پيغمبر اولوالعظم است

Nikta Esfandiari

 جوانترین کشته ی آبان خونین۲۰۱۹ Nikta Esfandani The Youngest victim of the regime crackdown on Iran protests . November 2019 the security fo...